فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 336
مژده وصل تو کو کز سر جان برخيزم ، طاير قدسم و از دام جهان برخيزم به ولاي تو که گر بنده خويشم خواني ، از سر خواجگي کون و مکان برخيزم يا رب از ابر هدايت برسان باراني ، پيشتر زان که چو گردي ز ميان برخيزم بر سر تربت من با مي و مطرب بنشين ، تا به بويت ز لحد رقص کنان برخيزم خيز و بالا بنما اي بت شيرين حرکات ، کز سر جان و جهان دست فشان برخيزم گر چه پيرم تو شبي تنگ در آغوشم کش ، تا سحرگه ز کنار تو جوان برخيزم
روز مرگم نفسي مهلت ديدار بده
،
تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخيزم
تعبیر:
تا فرصت باقی است از موقعیت ها استفاده کن تا به هدف و مقصود خود برسی. از اراده ی کافی برخوردار هستی پس نا امید نباش. به خدا توکل کن و با مشورت در کار ها، موفقیت خود را تضمین کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 23
خيال روي تو در هر طريق همره ماست ، نسيم موي تو پيوند جان آگه ماست به رغم مدعياني که منع عشق کنند ، جمال چهره تو حجت موجه ماست ببين که سيب زنخدان تو چه مي گويد ، هزار يوسف مصري فتاده در چه ماست اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد ، گناه بخت پريشان و دست کوته ماست به حاجب در خلوت سراي خاص بگو ، فلان ز گوشه نشينان خاک درگه ماست به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است ، هميشه در نظر خاطر مرفه ماست
اگر به سالي حافظ دري زند بگشاي
،
که سال هاست که مشتاق روي چون مه ماست
تعبیر:
گرفتار غم و اندوهی و از آن به سادگی رها نخواهی شد. امیدوار باش. سعی و کوشش کن. سهل انگاری را رها کن. این گره به دست خودت باز می شود.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 345
بي تو اي سرو روان با گل و گلشن چه کنم ، زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم آه کز طعنه بدخواه نديدم رويت ، نيست چون آينه ام روي ز آهن چه کنم برو اي ناصح و بر دردکشان خرده مگير ، کارفرماي قدر مي کند اين من چه کنم برق غيرت چو چنين مي جهد از مکمن غيب ، تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم شاه ترکان چو پسنديد و به چاهم انداخت ، دستگير ار نشود لطف تهمتن چه کنم مددي گر به چراغي نکند آتش طور ، چاره تيره شب وادي ايمن چه کنم
حافظا خلد برين خانه موروث من است
،
اندر اين منزل ويرانه نشيمن چه کنم
تعبیر:
خود را مأیوس و افسرده می بینی و از بدخواهی دشمن شکوه و شکایت داری. خود را نباز و دل به تقدیر بسپار. هر چه خیر است پیش می آید. به خدا توکل کن و با دوستان دانا مشورت کن تا راه چاره ای پیدا شود.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 39
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است ، شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است اي نازنين پسر تو چه مذهب گرفته اي ، کت خون ما حلالتر از شير مادر است چون نقش غم ز دور ببيني شراب خواه ، تشخيص کرده ايم و مداوا مقرر است از آستان پير مغان سر چرا کشيم ، دولت در آن سرا و گشايش در آن در است يک قصه بيش نيست غم عشق وين عجب ، کز هر زبان که مي شنوم نامکرر است دي وعده داد وصلم و در سر شراب داشت ، امروز تا چه گويد و بازش چه در سر است شيراز و آب رکني و اين باد خوش نسيم ، عيبش مکن که خال رخ هفت کشور است فرق است از آب خضر که ظلمات جاي او است ، تا آب ما که منبعش الله اکبر است ما آبروي فقر و قناعت نمي بريم ، با پادشه بگوي که روزي مقدر است
حافظ چه طرفه شاخ نباتيست کلک تو
،
کش ميوه دلپذيرتر از شهد و شکر است
تعبیر:
مشکل تو چاره خواهد شد. فقط از درگاه خداوند حاجت خود را بخواه تا به تو کمک کند. به خود متکی باش و نا امید نشو.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 347
صنما با غم عشق تو چه تدبير کنم ، تا به کي در غم تو ناله شبگير کنم دل ديوانه از آن شد که نصيحت شنود ، مگرش هم ز سر زلف تو زنجير کنم آن چه در مدت هجر تو کشيدم هيهات ، در يکي نامه محال است که تحرير کنم با سر زلف تو مجموع پريشاني خود ، کو مجالي که سراسر همه تقرير کنم آن زمان کآرزوي ديدن جانم باشد ، در نظر نقش رخ خوب تو تصوير کنم گر بدانم که وصال تو بدين دست دهد ، دين و دل را همه دربازم و توفير کنم دور شو از برم اي واعظ و بيهوده مگوي ، من نه آنم که دگر گوش به تزوير کنم
نيست اميد صلاحي ز فساد حافظ
،
چون که تقدير چنين است چه تدبير کنم
تعبیر:
اگر تصمیم تو مقدس باشد باید تمام عمر و وقت خود را وقف آن کنی و به نصیحت کسانی که می خواهند تو را منصرف کنند گوش مکن . با تزویر به هیچ کاری اقدام مکن و راستی پیشه کن .
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 150
ساقي ار باده از اين دست به جام اندازد ، عارفان را همه در شرب مدام اندازد ور چنين زير خم زلف نهد دانه خال ، اي بسا مرغ خرد را که به دام اندازد اي خوشا دولت آن مست که در پاي حريف ، سر و دستار نداند که کدام اندازد زاهد خام که انکار مي و جام کند ، پخته گردد چو نظر بر مي خام اندازد روز در کسب هنر کوش که مي خوردن روز ، دل چون آينه در زنگ ظلام اندازد آن زمان وقت مي صبح فروغ است که شب ، گرد خرگاه افق پرده شام اندازد باده با محتسب شهر ننوشي زنهار ، بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد
حافظا سر ز کله گوشه خورشيد برآر
،
بختت ار قرعه بدان ماه تمام اندازد
تعبیر:
تلاش روزانه و دعای سحرگاه، کلید پیروزی است. از خود گذشتگی و اعتماد به نفس داشته باش. با دوستان خود، با احتیاط رفتار کن و ریاکاران را از خود دور کن. راه تو به موفقیت ختم می شود.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 206
پيش از اينت بيش از اين انديشه عشاق بود ، مهرورزي تو با ما شهره آفاق بود ياد باد آن صحبت شب ها که با نوشين لبان ، بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود پيش از اين کاين سقف سبز و طاق مينا برکشند ، منظر چشم مرا ابروي جانان طاق بود از دم صبح ازل تا آخر شام ابد ، دوستي و مهر بر يک عهد و يک ميثاق بود سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ، ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود حسن مه رويان مجلس گر چه دل مي برد و دين ، بحث ما در لطف طبع و خوبي اخلاق بود بر در شاهم گدايي نکته اي در کار کرد ، گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار ، دستم اندر دامن ساقي سيمين ساق بود در شب قدر ار صبوحي کرده ام عيبم مکن ، سرخوش آمد يار و جامي بر کنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
،
دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود
تعبیر:
دوستی نسبت به تو بی مهر شده است. سعی کن ریشه ی اختلاف را بشناسی و چشم او را با حقیقت آشنا سازی. کمی از غرور خود کم کن تا بهتر بتوانی چاره اندیشی کنی. در راه عشق صابر و پر حوصله باش و به هرچه پیش آید راضی باش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 245
الا اي طوطي گوياي اسرار ، مبادا خاليت شکر ز منقار سرت سبز و دلت خوش باد جاويد ، که خوش نقشي نمودي از خط يار سخن سربسته گفتي با حريفان ، خدا را زين معما پرده بردار به روي ما زن از ساغر گلابي ، که خواب آلوده ايم اي بخت بيدار چه ره بود اين که زد در پرده مطرب ، که مي رقصند با هم مست و هشيار از آن افيون که ساقي در مي افکند ، حريفان را نه سر ماند نه دستار سکندر را نمي بخشند آبي ، به زور و زر ميسر نيست اين کار بيا و حال اهل درد بشنو ، به لفظ اندک و معني بسيار بت چيني عدوي دين و دل هاست ، خداوندا دل و دينم نگه دار به مستوران مگو اسرار مستي ، حديث جان مگو با نقش ديوار به يمن دولت منصور شاهي ، علم شد حافظ اندر نظم اشعار
خداوندي به جاي بندگان کرد
،
خداوندا ز آفاتش نگه دار
تعبیر:
امیدوار باش زیرا به هدف خود می رسی. باید صمیمیت و صداقت خود را نشان دهی و با عقل و درایت پیش بروی. با هر کس اسرار خود را در میان نگذار. عشق و محبت با پول و ثروت بدست نمی آید. به لطف خدا امیدوار باش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 232
بر سر آنم که گر ز دست برآيد ، دست به کاري زنم که غصه سر آيد خلوت دل نيست جاي صحبت اضداد ، ديو چو بيرون رود فرشته درآيد صحبت حکام ظلمت شب يلداست ، نور ز خورشيد جوي بو که برآيد بر در ارباب بي مروت دنيا ، چند نشيني که خواجه کي به درآيد ترک گدايي مکن که گنج بيابي ، از نظر ره روي که در گذر آيد صالح و طالح متاع خويش نمودند ، تا که قبول افتد و که در نظر آيد بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر ، باغ شود سبز و شاخ گل به بر آيد
غفلت حافظ در اين سراچه عجب نيست
،
هر که به ميخانه رفت بي خبر آيد
تعبیر:
دل به لذت زودگذر دنیوی نبند. بلندپرواز نباش. اراده ای قوی می تواند تو را به آرزوهایت برساند. به خداوند توکل کن و از او مدد بجوی تا آرامش خاطر داشته باشی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 175
صبا به تهنيت پير مي فروش آمد ، که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي ، درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار ، که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد به گوش هوش نيوش از من و به عشرت کوش ، که اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد ز فکر تفرقه بازآي تا شوي مجموع ، به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد ، چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس ، سر پياله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به ميخانه مي رود حافظ
،
مگر ز مستي زهد ريا به هوش آمد
تعبیر:
خودخواهی و تکبر را رها کن تا با کمک و مشورت دیگران به همه چیز برسی. نا محرمان و حسودان را شریک اسرار خود نگردان زیرا تو را دچار رنج و مصیبت خواهند کرد. روزگار روی خوش را به تو نشان خواهد داد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 88
شنيده ام سخني خوش که پير کنعان گفت ، فراق يار نه آن مي کند که بتوان گفت حديث هول قيامت که گفت واعظ شهر ، کنايتيست که از روزگار هجران گفت نشان يار سفرکرده از که پرسم باز ، که هر چه گفت بريد صبا پريشان گفت فغان که آن مه نامهربان مهرگسل ، به ترک صحبت ياران خود چه آسان گفت من و مقام رضا بعد از اين و شکر رقيب ، که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت غم کهن به مي سالخورده دفع کنيد ، که تخم خوشدلي اين است پير دهقان گفت گره به باد مزن گر چه بر مراد رود ، که اين سخن به مثل باد با سليمان گفت به مهلتي که سپهرت دهد ز راه مرو ، تو را که گفت که اين زال ترک دستان گفت مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل ، قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت
که گفت حافظ از انديشه تو آمد باز
،
من اين نگفته ام آن کس که گفت بهتان گفت
تعبیر:
عزیزی را از دست داده ای. هدف و آرزوی خود را گم کرده ای. بیهوده غمگین نباش و واقعیت ها را بپذیر و به آنچه داری رضایت بده و قانع باش. اسیر احساسات خود نباش که نتیجه ای ندارد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 109
دير است که دلدار پيامي نفرستاد ، ننوشت سلامي و کلامي نفرستاد صد نامه فرستادم و آن شاه سواران ، پيکي ندوانيد و سلامي نفرستاد سوي من وحشي صفت عقل رميده ، آهوروشي کبک خرامي نفرستاد دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست ، و از آن خط چون سلسله دامي نفرستاد فرياد که آن ساقي شکرلب سرمست ، دانست که مخمورم و جامي نفرستاد چندان که زدم لاف کرامات و مقامات ، هيچم خبر از هيچ مقامي نفرستاد
حافظ به ادب باش که واخواست نباشد
،
گر شاه پيامي به غلامي نفرستاد
تعبیر:
از شخصی انتظار کمک و یاری داری. نا امید نباش. با جدیت و پشتکار به مقصود خود می رسی. اگر چه مشکلاتی در سر راه تو است اما صبر و تحمل کلید موفقیت است.